وکیلی: رئیس جمهور از انتقاد روزنامه‌های اصلاح طلب گله دارد/ تیرانداز: رسانه در نگاه دولت‌ها ابزار مزاحمی بوده که باید مراعات شود /// الهه فاخته

به گزارش رجانیوز، برنامه تلویزیونی میدان انقلاب شب گذشته به مناسبت روز خبرنگار و با حضور محمد علی وکیلی عضو ناظر بر هیئت نظارت بر مطبوعات و مدیر مسئول روزنامه ابتکار و پیام تیرانداز مدیرعامل خبرگزاری فارس با موضوع آزادی بیان در کشور روی آنتن شبکه سه سیما رفت.

در ابتدای این برنامه محمد علی وکیلی در پاسخ به سوالی مبنی بر وجود آزادی بیان در کشور گفت: آزادی بیان تابعی از میزان پاسخگویی مقامات است هر چه مقامات ما خود را پاسخگو بدانند، ظرفیت تحمل آزادی بیان بیشتر می‌شود. به رغم اینکه قانون اساسی موضوع آزادی بیان را بسیار بالا نشانه رفته و به رغم اینکه مقامات عالی نظام همواره در مسیر صیانت از آزادی بیان رسانه‌ها قدم برداشتند، عملکرد و تجربیات این سالیان نشان می‌دهد که همچنان ظرفیت برای تحمل آزادی بیان رسانه‌ها در جامعه کم است. البته استفاده از عبارت آزادی بیان به عنوان شعار بسیار خوب است و شاه کلید تبلیغات در آستانه انتخابات‌ها به شما می‌رود اما در عمل می‌بینیم که دست و پای خبرنگار برای رسالت خبری‌اش می‌لرزد.

وی ادامه داد: بر همین اساس می‌توان گفت که قانون، مانع آزادی بیان نیست البته در ادامه به بعضی از ضعف‌های قانون اشاره خواهم کرد. باید بگویم که قانون به عنوان اسناد بالادستی، در ارتباط با آزادی بیان، خوشبختانه هیچ مانعی را قرار نداده است و این اسناد محرک ما است که جامعه را به طرف آزادی بیان را ببریم و از محاسن آن برای شفاف سازی و پاسخگو کردن ساحت قدرت حداکثر استفاده را ببریم. دقت داشته باشید که آزادی بیان است که دموکراسی و مردم سالاری را در جامعه ما معنی می‌بخشد و حقوق شهروندی را تامین می‌کند. بنابراین آزادی بیان به عنوان شاه‌کلید تامین کننده این اغراض مهم، در قانون اساسی مطلوب نشان داده شده است. اما در قوانین موضوعه کشور به خصوص در جاهایی که به شان و کرامت جامعه خبری برمی‌گردد، همچنان دچار کاستی‌هایی هستیم و معتقدم تجلی این کاستی‌ها به قانون مطبوعات برمی‌گردد. قانون مطبوعات ما به رغم این که افق‌های بسیار خوبی دارد، تعارضات زیادی در آن وجود دارد. ماحصل این تعارضاتی این شده است که جامعه رسانه‌ای ما که حاملان آزادی بیان هستند و باید فریادگر حقوق جامعه باشند و باید قدرت‌های اقتصادی را از پستو بیرون آورد تا فساد آنان به حداقل برسد، امروز از شانیت و منزلت خوبی برخوردار نیستند و شاید بتوان گفت که شانیت‌شان افت کرده است. بر همین اساس، اگر بخواهیم مهمترین مانع رسالت خبری جامعه رسانه‌ای را یاد کنیم باید به افت رسالت جامعه خبری اشاره کرد.

در بخش دیگر این برنامه پیام تیرانداز صحبت کرد. او در پاسخ به سوالی مبنی بر آزادی عمل خبرنگار تحقیقی در کشور گفت: واقعیت این است که ظاهرا از لحاظ قانونی مشکل زیادی در آزادی بیان نداریم و شاهد مثال آن پرونده‌های متعددی در قوه قضائیه است که برای رسانه ها باز می شود و در صورتی که آن رسانه خطا نکرده باشد به راحتی تبرئه می‌شوند. به نظرم آنچه آزادی بیان مطبوعات را تهدید می‌کند، چیزی فراتر از قانون است. نوع حمایت‌ها مانع‌گذاری‌ها و … در این مسیر موثر است. مثلاً چند روزی است که یک روزنامه بسته شده است اما می‌بینید که بعضی از مشاوران رئیس‌جمهور از بسته شدن آن روزنامه ابراز خوشحالی می‌کتند. در حقیقت همانانی که شعار آزادی مطبوعات و رسانه‌ها را می‌دهند، عملاً ابراز خوشحالی کرده و حتی آن را کتمان نمی‌کنند یا به عنوان مثال دیگر جنجالی که اخیراً برای یک سریال تلویزیونی رخ داد را دیدید. شما به خبرنگار تحقیقی اشاره کردید که اوج کار یک خبرنگار و روزنامه نگار است. اما برای رسیدن به این اوج، مقدمات بسیار زیادی لازم است این ابزار و مقدمات در شرایط فعلی کشور برای خیلی از رسانه‌ها وجود ندارد. کسانی که باید حمایت کرده و سیاست‌گذاری کنند تا رسانه‌های ما به این بلوغ برسند، متاسفانه خیلی دل خوشی از رسانه ها ندارند.

مدیر مسئول روزنامه ابتکار در پاسخ به سوالی مبنی بر محدودیت‌های آزادی بیان گفت: بی تردید این موضوع قابل انتقاد است. برای پاسخ به این سوال شما باید چند اصل کلی را بگویم؛ اولاً عرف حاکم، با افق‌های قانون اساسی فاصله دارد. عرف مدیریتی ما مانع مهمی برای دستیابی به چشم‌اندازهای کشور در همه حوزه‌ها که تجلی آن در قانون اساسی است، به شمار می‌رود علاوه بر این فهم مدیریتی در همه دولت‌ها، از کارکرد رسانه معکوس است و به نوعی می‌توان گفت فهم ضد کارکردی نسبت به آن وجود دارد. مجموع این 2 عامل باعث شده است به جای اینکه خبرنگار به عنوان کاشف حقیقت که دقیقاً تعریف خبرنگار تحقیقی است، معرفی شود، کارکرد رسانه‌ها را به ناقل حقیقت تنزل بدهیم. امروز در جامعه ما برآیند رسانه‌های خبری، تنها ناقل حقیقت است نه کاشف حقیقت.

وی بیان داشت: برای اینکه رسانه‌ها کاشف حقیقت شوند باید به لوازمی پایبند باشند که این‌ها لوازم سختی برای مدیران جامعه ما است. برای مثال یک خبرنگار از حداقل صیانتی که من به عنوان نماینده مجلس دارم یا آن مأمور نیروی انتظامی که به حکم دادیار دارد، برخوردار نیست. در حقیقت حداقل صیانت‌ها را برای خبرنگار در جامعه امروزی قائل نیستیم. بنابراین اگر می‌خواهیم رسانه ما و خبرنگار ما از ناقل حقیقت به کاشف حقیقت برسد باید صیانت از جایگاه خبرنگار را فراهم کنیم. او باید بتواند در پناه قانون و حاکمیت، همچون یک پلیس آگاهی و یک بازپرس کشف جرم سر در پستوی اسناد برده و اسناد محتمل در جرم را رونمایی کند که البته این موضوع باید با شرافت خبری، رعایت امانت، صداقت و حقوق مردم باشد. خبرنگار باید بتواند فراتر از یک پلیس جنایی و نماینده مجلس به نمایندگی از افکار عمومی در دسترسی به اسناد صاحبان قدرت بدون هیچ مانعی کار کند. به عنوان مثال کدام یک از پرونده‌های فساد کلیدی که این روزها یک به یک رونمایی می‌شود کشف خبرنگار است؟ تمام این پرونده‌ها توسط کسان دیگری کشف شده و فقط روایت  آن با خبرنگاران است. البته مواردی در این زمینه دیده می‌شود که روزنه های امید بخش کوچکی است که امیدوارم به مرور زمان تبدیل به دروازه شود. مثلا در کشف املاک نجومی بالاخره یک خبرنگار موثر بود اما چقدر در دالان پاسخگویی به دستگاه‌های انتظامی و قضایی افتاد و گرفتار شد. بله پرهزینه است. خبرنگار باید برود و با صیانت فعالیت خبری خود در جاهای مختلف سرک بکشد و حق را از باطل بیرون بیاورد و به جامعه اطلاع رسانی کند. من فکر می‌کنم که با این قضیه فاصله وحشتناک داریم و اگر روزی رسانه‌های ما به چنین کارکردی رسیدند، کارنامه ما در برخورد با مبارزه با فساد درخشان تر خواهد شد. معتقدم که به رغم انرژی و هزینه سنگینی که در مبارزه با فساد در طول این ۴۰ سال داشته‌ایم کارنامه درخشانی نداریم این موضوع به این دلیل است که جامعه رسانه‌ای ما کارکردی کشفی ندارد.

محمد علی وکیلی در پاسخ به سوالی مبنی بر تفاوت قائل شدن بین روزنامه های اصلاح طلب و اصولگرا در مواجهه با این مسئله گفت: به هیچ وجه تفاوتی قائل نیستم البته تفاوت جزئی وجود دارد. برخی مقامات دولتی، گذشته و گرایش رسانه‌ای دارند و به همین دلیل کمی ظرفیت برخورد را دارا هستند اما از آن‌جا که این مسئله گفتمان حاکم نیست و بیشتر نگاه‌ها به کارکرد رسانه ناقل حقیقت است و نه کاشف آن، جامعه رسانه‌ای ما در حد روابط عمومی یک دستگاه تنزل داده شده است. بنابراین خبرنگاران در حد کسانی هستند که باید با روابط عمومی دستگاه‌ها تعامل کنند و این روابط عمومی‌ها آنان را مدیریت کنند. در حقیقت جایگاه خبرنگاری را در حد عریضه نویسی و دلخواه‌نویسی دستگاه های اجرایی تنزل داده‌ایم که این موضوع معلول مسئله دیگری است و آن هم این است که شغل خبرنگاری آن قدر متزلزل و بدون امنیت است و معیشت‌شان وابسته به دستگاه های اجرایی است که مجبور می‌شوند محافظه کار شوند و به عبارت بهتر می‌توان گفت رسانه مستقلی که دغدغه ماندن نداشته باشد و دغدغه آن حقوق مردم باشد کمتر داریم.

پیام تیرانداز در بخش دیگری از صحبت‌های خود در مورد موانع جدی در برخورد با خبرنگار تحقیقی گفت: به نظرم ما نباید دنبال موانع آشکار باشیم و مانع پنهانی وجود دارد که آقای وکیلی به بعضی از آن اشاره کردند. محدودیت‌های پنهانی که حیات و ممات رسانه‌ها را به منافع بعضی از اصحاب قدرت گره زده است. بر طبق تعریف، رسانه ها برای اداره سالم یک جامعه لازم است. رسانه ابزار اطلاع رسانی است و باید کمک کند تا شفافیت اطلاعات وجود داشته باشد. البته عده‌ای با این موضوع مخالف هستند. همچنین رسانه ابزار نقد است تا مقامات مسئول دچار فساد فکری و عقیده‌ای نشوند و خود را پاسخگو به مردم بدانند. طبیعی است که بسیاری از دولتمردان در سه دولت گذشته که بنده کار رسانه‌ای در آن انجام داده‌ام کم یا زیاد توجه ویژه‌ای به این مسئله نداشته باشند.  نگاه این دولتمردان به رسانه به عنوان یک رکن که باعث رشد جامعه می‌شود، نبوده است. آنان رسانه را ابزار مزاحمی می‌دیدند که باید با آن مراعات می‌کردند، در جاهایی به اوآوانس می‌دادند و در جاهایی حمایت ظاهری می‌کردند.

وی افزود: شما در توصیف خبرگزاری فارس فرمودید که رسانه اصولگراست. نه ما رسانه انقلاب هستیم و شاهد مثال آن نقدهای بسیار زیادی است که در سنوات گذشته نسبت به جریان اصولگرایی انجام شده است. برای مثال در دولت قبل از آقای روحانی، موضوعاتی پیرامون معاون اول رئیس جمهور و مشاوران ایشان را پیگیری کردیم که بیشترین شکایات از خبرگزاری فارس از ناحیه کسانی بود که حلقه اول رئیس جمهور وقت بودند. علاوه بر این نقدهایی به مجلس داشتیم و اکنون نیز همین رویه را داریم و در عین حال که با وضعیت فعلی دولت مدارا می‌کنیم نقدهایی نیز داریم البته نقدهایی اثر گذار و با نگاه به کمک به دولت که در بعضی جاها تحمل نشده است. مثلاً در پرونده‌های نفتی کرسنت و توتال در بدو شروع دولت، اشاره کردیم که این انتخاب ما را در مجامع جهانی محکوم می‌کند. بالاخره یک فسادی اتفاق افتاده بود و اسناد آن توسط خبرنگاران خارجی برملا شده بود و معلوم شده بود که طرف ایرانی در زمان عقد این قرارداد رشوه گرفته است همه چیز به نفع جمهوری اسلامی بود که این قرارداد برگردد اما با انتخاب مدیران آن دوره برگ برنده به طرف مقابل داده شد تا بگویند آنان خودشان فساد را قبول ندارند. توجه داشته باشید که ما محدود شده بودیم و نمی‌توانستیم در این مورد حرف بزنیم. پرونده‌های نفتی قید محرمانه خورده است و تلاش می‌کنند که نوع قراردادها به بهانه‌های مختلف مخفی بماند و اجازه انتشار ندارد با این وضعیت خبرنگار تحقیقی چگونه می‌تواند رخ بدهد؟

محمدعلی وکیلی در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت: چون شما در خصوص نگاه جریانات حزبی مختلف به رسانه، قضاوت می خواهید باید اذعان کنم از آنجا که گفتمان اصلاح طلبی و دال مرکزی این گفتمان، آزادی خواهی و مردم باوری است، بنابراین این گفتمان با رسانه عجین و هم‌زاد است و به همین دلیل در گفتمان اصلاح طلبی این دست موانع کمتر است.به نظر من گفتمان اصلاح طلبی کشش ارتقای رسانه را در افق قانون اساسی داراست و چنین چیزی در گفتمان اصولگرایی نیست. بعضی مواقع دوستان می‌پرسند که چرا رسانه‌های مکتوب اصولگرایی از نظر عِده و عُده قابل قیاس با رسانه‌های اصلاح طلب نیست؟ در پاسخ می‌گویم به این دلیل که این عنصر در آن وجود ندارد. حال اگر یک رسانه خود را تریبون و وامدار مردم بداند حتما مردم پذیر می‌شود. البته برخی از اصلاح‌طلبان با این کشش گفتمانی در مقام اجرا فاصله دارند یا این که دولت برآمده از مقام اصلاح‌طلبی در برخورد با رسانه‌ها توانسته موافق و مخالف را به یک نقطه مشترک در نقد دولت برساند، ضعف به شمار می‌رود. اخیراً شنیدم که مهمترین گلایه آقای روحانی از وزیر ارشاد در خصوص عملکرد روزنامه‌های اصلاح طلب در نقد دولت بوده است و بیشترین گله‌مندی‌های دولت از رسانه‌های منسوب به اصلاح طلبی است.

وی به عملکرد مثبت آیت‌الله رئیسی در قوه قضائیه اشاره کرد و گفت: قبل از آمدن آقای رئیسی خط قرمز مهمی که به صورت نانوشته در تمام رسانه‌های اصلاح‌طلب و اصولگرا حاکم بود نزدیک نشدن به قوه قضاییه بود. به گونه ای که کمترین نقد پیرامون عملکرد دستگاه قضایی را در رسانه‌های ما شاهد بودید. اگر رسانه‌های ما این امنیت خاطر را پیدا می‌کردند که همچون دیگر قوا، از آزادی بیان حداقلی در خصوص قوه قضائیه برخوردار هستند، حتما پرونده جدیدالکشف بعد از حضور آقای رئیسی در درون قوه قضائیه یا زود تر کشف شد یا چنین جرمی شکل نمی‌گرفت.

وکیلی گفت: ما رسانه‌های کمی نداشتیم که به مسلخ این دیوار بتنی کشیده شده پیرامون این قوه رفتند. از اقدام اخیر آقای رئیسی تشکر می‌کنم ایشان دستور به بستن ۲۷ پرونده مفتوح رسانه‌ها که مدعی‌العموم، طرف دعوا بود دادند. البته این اقدام نمادین و سمبلیک است و امیدوارم در ادامه تبدیل به رویه شود. همچنین فعالیت دیگری صورت گرفته است که باید از آن یاد کرد. می‌دانید که ما هیئت نظارت بر مطبوعات داریم که فراقوه‌ای و حاکمیتی است. نماینده عالی قوه قضاییه در این هیئت حضور دارد و من نیز به عنوان نماینده مجلس در این هیئت هستم. وظایف اصلی این هیئت مجوز دادن به نشریه‌ها و روزنامه‌ها است و همچنین حوزه نظارتی را نیز بر عهده دارد. باید بگویم تمام وظایف نظارتی این هیئت در نتیجه دخالت حداکثری قوه‌قضاییه به حداقل ممکن رسیده بود، به گونه‌ای که ما در جلسات می‌گفتیم که وظیفه نظارتی را از این هیئت بگیرید چرا که دو مرجع نظارتی برای یک رسانه بی معنی است و حاکمیت را لوس می کند مثلا در یک جا حکم به لغو پروانه یک نشریه دادیم اما یک قاضی، حکم به ابطال رای هیئت داد و این نشریه بدون مجوز هیئت نظارت منتشر شد. این موضوع لوس کردن تیم مدیریتی کشور است. هم‌چنین بارها نشریه‌ای را توقیف کردند علیرغم اینکه با تشخیص هیئت نظارت نباید توقیف می‌شد. خوشبختانه شنیدم که آقای رئیسی به این درخواست تاریخی که در جامعه رسانه‌ای وجود داشت و میخواستند این هیئت در تشخیص اصل جرم مرجع باشد و مقدار تنبیه را به دستگاه قضایی بسپارند، جامه عمل پوشاندند. شنیدم آقای رئیسی این درخواست معطل مانده را در جلسه‌ای که با مدیران مسئول خبرگزاری‌ها داشتند پذیرفتند و پذیرفتند که این هیئت کار خودش را انجام دهد و ورود قضایی، یک ورود محدود و پسا ورود هیئت نظارت باشد.

تیراندازی در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت: یکی دیگر از عوامل محدود کردن رسانه‌ها عملکرد بعضی از افراد رسانه‌ها بوده است. یک بخشی از نواقص وجود دارد که طبیعی است. رسانه‌های ما مثل بقیه بخش‌های جامعه ما در حال بلوغ است و منکر ایرادات رسانه‌ای نیستیم اما در یک جا، فعالیت‌های رسانه‌ای حالت ضد امنیتی پیدا می‌کند و ریشه آن اشتباه و ایراد نیست بلکه منسجم بوده و معلوم است با چه خاستگاهی چه هدفی را دنبال می‌کند. نمونه این موضوع رسانه‌های زنجیره‌ای بود که در سال‌های 78 تا 79 فعالیت می‌کردند. رهبر انقلاب در اردیبهشت ماه سال ۷۹ فرمودند کار بعضی از رسانه‌های ما کار بی‌بی‌سی و رسانه‌های بیگانه است امروز این مساله کاملا مشخص شده است و افرادی که در همان روزنامه‌ها بودند، کارشناسان و مجریان ثابت بی بی سی، رادیو فردا و VOA هستند. حجم بالای سیاه‌نمایی که آن رسانه‌ها داشتند، کار متفاوتی بود. جالب است که در آن ایام دولت، مجلس، شهرداری و غیره کاملا همسو با آن جریان رسانه‌ای به اصطلاح اپوزیسیون اما در داخل کشور بودند. این حجم سیاه‌نمایی باعث شد تا فرهنگ‌سازی جدیدی را در رسانه‌ها داشته باشیم و تا مدت‌ها رسانه‌ها سیاه‌نمایی کردن را به عنوان یک نقش حرفه‌ای برای خودشان قلمداد می‌کردند. بالاخره کار خبرنگاری به دلیل ماهیتی که دارد مورد طمع سرویس‌های جاسوسی هست حتی در پرونده‌های اخیر می‌بینید که افراد در پوشش خبرنگاری کار دیگری انجام می‌دهند البته به اندازه آن سال‌ها که سیستماتیک بود نیست اما همچنان وجود دارد.

محمدعلی وکیلی در پایان گفت: جامعه رسانه‌ای ما حتما به دلیل نقشی که دارد مورد هدف سرویس‌های جاسوسی و نفوذی هست هر جا بخشی از قدرت برای دشمن مهم باشد، حتما نفوذ نیز وجود دارد. آیا دشمن روی دستگاه‌های امنیتی و نظامی ما برای جاسوسی سرمایه‌گذاری نمی‌کند؟ حتماً بیش و پیش از بقیه اصناف دشمن این کار را روی این بخش‌ها انجام می‌دهد. جامعه رسانه‌ای نیز به همین ترتیب است اما یک فرق وجود دارد و آن هم این است که در دستگاه‌های امنیتی نظامی و اقتصادی، واحدهای صیانتی داریم که وظیفه شان این است ضد جاسوسی کرده و از افراد صیانت کنند اما جامعه رسانه‌ای ما جامعه‌ای رها شده است. اگر این جامعه، جامعه موثری است چرا نباید در صیانت حاکمیت باشد؟ وقتی چنین جامعه‌ای را رها می‌کنید و در مقابل انتظار دارید که تمام حرکاتش در قالب جمهوری اسلامی باشد، حتما انتظار واقع بینانه‌ای نیست. بنابراین اگر در گذشته و حال برخی از همکاران ما در رصد دشمن هستند، سهم داخلی‌ها در فراری دادن یا کمک به این تور اندازی، سهم کمتری از توراندازان بوده است. ما به نیروهای خود آموزش نداده‌ایم مثلا اگر تلاش خود شما نباشد کجا برایتان آموزش می‌گذارد تا دام‌های محتمل را معرفی کند و قدرت تحلیل بدهد؟ گاهی تعجب می‌کنم که چرا بعضی از خبرنگاران با فهم جزیره‌ای و فردی خود همچنان در منظومه حداقلی باقی ماندند. به نظرم نجابت جامعه رسانه‌ای ما و تعلق‌شان به جمهوری اسلامی باعث شده است که در این مدار حفظ شود وگرنه ما هیچ تدبیری برای این که تور دشمن را خنثی کنیم و سرمایه‌های انسانی خود را صیانت کنیم، نداشته‌ایم.

انتهای پیام/

 

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *